مروري بر روابط شاه و اسرائيل؛ جنايت ها و خيانت ها

مروري بر روابط شاه و اسرائيل؛ جنايت ها و خيانت ها

يعقوب نيمرودي مامور موساد در ايران:
«اگر يك روز به تو اجازه دهند كه از كارهايي كه ما در تهران انجام داده‌ايم، آگاه شوي، از آن چه مي‌شنوي، وحشت خواهي كرد. حتي نمي‌تواني آن را تصور كني.» 

منبع: روزنامه داوار، 11 نوامبر 1985 به نقل از كتاب ارتباط خطرناك نوشته اندرولسلي كاكبورن ترجمه محسن اشرفي صفحه 166

متاسفانه اسناد و مدارك زيادي در زمينه جنايات ها و خيانت هاي اسرائيل در ايران قبل از انقلاب در دست نيست اما تلاش مي كنيم با استفاده از بعضي از اسناد موجود بخش كوچكي از جنايات ا را بصورت خلاصه با استفاده از مدارك و اسناد معتبر بيان نماييم.

1- شناسایی اسرائیل با دریافت رشوه

موشه چرونيسكي رئيس يكي از بخش هاي موساد مي گويد: «در ايران تقريبا مي شد همه چيز را از طريق رشوه دادن بدست آورد. لذا آنان از اين مسئله براي شناسايي اسرائيل توسط ايران استفاده نمودند
ویلیام شوکراس روزنامه نگار و نويسنده انگليسي قضیه شناسایی اسرائیل توسط ایران بوسیله رشوه را اینگونه شرح می دهد: «از اسناد بایگانی اسرائیل معلوم می شود كه اسرائیل شناسایی خود را با پرداخت رشوه قابل توجهی به محمد ساعد نخست وزیر وقت ایران بدست آورد».
عوامل موساد از طریق یک آمریکایی که در اسناد و پرونده ها از این شخص با نام مستعار «آدم» یاد می شود 400 هزار دلار به ساعد نخست وزیر ایران می دهد تا شاه را متقاعد سازد که شناسایی اسرائیل خدمت به منافع ملی ایران است.
منبع: كتاب شير  و عقاب صفحه 570
كتاب آخرين سفر شاه، نوشته ویلیام شوکراس ، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، صفحه 93

2- سوق دادن ایران به سمت اسرائیل ها

آمریکایی ها و انگلسی ها برای اینکه اسرائیل را از انزوا سیاسی در بیارند سعی می کردند زمینه همکاری اسرائیل با سایر کشور ها را فراهم نمایند.
ارتشبد حسین فردوست در خاطرات خود درباره روی آوردن ساواک به اسرائیل را چنین توضیح می دهد:
مشخص بود که آمریکایی ها و انگلیسی ها تعمدا امکانات خود را از ساواک دریغ می کنند، و یا بی تفاوتی نشان می دهند تا ساواک هر چه بیشتر به سمت اسرائیل سوق یابد. چنین نیز شد و این عمل آمریکا وانگلیس ثمرات خوبی برای اسرائیل داشت.
منبع ارتشبد حسین فردوست قائم مقام ساواك، ظهور و سقوط پهلوی، جلد اول صفحه 445

3- ترس از روابط علنی

شاه بخاطر مردم و كشورهاي عربي از روابط علنی با اسرائیل بسیار هراس داشت، لذا حتی در دیدار تشریفاتی بگین با شاه، ساواک بازدیدکنندگان را در باشگاه ساواک پذیرایی می نمود که دور از انظار باشد.
دیوید بن گوریون اولین نخست وزیر اسرائیلی بود که در سال 1961 به ایران آمد  وی در سفر به برمه ، به بهانه نقص فنی هواپیما در تهران فرود اجباری کرد. و در پاویون دولتی فردوگاه با دکتر امینی و سرلشگر پاکروان دیدار و در هماهنجا به مذاکره پرداختند. بن گورین انتظار داشت دولت ایران از او استقبال رسمی به عمل آورد اما امینی به او اظهار می دارد:
«روابط ایران را با اسرائیل نمی توان بر ملا کرد و باید ما بین خودمان باشد... روابط بین ما مانند عشق ورزی کسانی است که با هم رسما ازدواج نکرده اند. صلاح ما در این است»
کتاب توافق مصلحت آمیز نوشته سهراب سبحانی ص8

4- یهودیان مخفی

يهودياني كه در درباره شاه فعاليت مي نمودند براي پيشبرد اهداف يهودي بودن خود را مخفي مي كردند تا بدين وسيله بهتر بتوانند اهداف خود را پيش ببرند.
مئیر عزری سفیر اسرائیل در ایران در خاطرات خود به يهوديان مخفي در درباره شاه اشاره می کند از جمله به علي‌اصغر حكمت، وزير خارجه‌ي وقت، او درباره‌ي نحوه‌ي آشنايي خود  او مي‌نويسد: حاجعلي كيا به من گفت كه او از خود شماست و من پس از چندي دانستم كه خانواده‌ي حكمت، خاخام و از سرشناسان يهود بودند
همچنين براساس، مندرجات ساير منابع يهودي بسياري از يهوديان ايران موفق شدند تحت پوشش بهاييت به مناصب و موقعيت‌هاي بسيار بالاي دولتي و مالي دست پيدا كنند كه از جمله برجسته‌ترين آنها مي‌توان به اميرعباس هويدا نخست‌وزير، منبع: ثابت‌پاسال همداني رييس تلويزيون و عبدالكريم ايادي سرلشكر ارتش و پزشك مخصوص محمد‌رضا شاه، ‌اشاره كرد.
مئير عزري، يادنامه، ج 1، بيت المقدس، 2000 م؛ به نقل از سقوط ص 107.

5- فروشنده محصولات اسرائیل

ایران شاهنشاهی علاوه بر آنکه بازار مصرف کالاهای اسرائیلی شده بود، با نیرنگ صهیونیست ها عامل فروش محصولات صهیونستی به کشورهای عربی شده بود. بطوری که نشریه اخبار فلسطین چاپ غزه – مصر در 22 مارس 1965 از این نیرنگ شاهنشاهی – صهیونیستی پرده بر می دارد: چون اسرائیل متوجه گردیده که نمی تواند اجناس خود را علنا و با مارک اسرائیلی در بازارهای خلیج (فارس) به فروش برساند، نیرنگ دیگری به کار برده است و به وسیله ایران و ترکیه کالاهای خود را به این مناطق می فرستد، به این معنی که کالاهای ایرانی که در خلیج (فارس) به فروش می رسد، در حقیقت از اسرائیل خریداری شده است.
منبع مرکز اسناد موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ، سند شماره 259 – 447 – 7

6- سفره شاهنشاه

میوه اسرائیل ، علاوه بر بازار ایران در دربار هم جای خود را باز کرده بود، روزنامه معاریو چاپ اسرائیل در تاریخ 1/11/1354 ، خبر مربوط به ایران را با عنوان «پنیر و میوه اسرائیل بر سر سفره شاهنشاه ایران» گزارش داد:
دیروز از طرف سازماندهنگان «هفته خواربار» اطلاع حاصل شد که مامور هیئت مدیره کاخ سلطنتی ایران از نمایشگاه «هفته خواربار» در تل آویو دیدن کرده است، نماینده ایران که یک یهودی به نام الف – شومر است، توجه خاصی به محصولات تازه کشاورزی از خود نشان داد و با شرکت آگراسکو برای خرید آوکادو، گلابی و سیب و با شرکت لبنیات اشتراوس برای خرید انواع پنیر برای سفره شاهنشاه ایران به مذاکره پرداخت.
منبع بایگانی اسناد وزارت خارجه سال 1353- 54 کارتن 6 پرونده 1-22

7- آموزش موساد به ساواک

مأموران ساواک توسط یکی از اساتید سازمان جاسوسی اسرائیل ( موساد ) ، تحت آموزش " بازجویی " قرار مي گرفتند . حاصل برگزاری این دوره آموزش تربیت تعدادی بازجوی متخصص بود.
موساد به ساواک یاد داد که چگونه بازجویی‌ها را پیش ببرد و چگونه با به کاربردن روش‌های پیشرفته‌ی روان شناختی، مقاومت متهمان را در هم بشکند. آنچنان که " تیمور بختیار" در جریان مصاحبه‌ای اعلام کرد: " برای شکنجه‌ها، ما به کسی نیاز نداشتمی. در این خصوص ما صاحب تجربه‌ی طولانی بودیم". اما منزوی کردن، زندانی کردن، ساعت‌های طولانی او را منتظر گذلشتن، همان پرسش‌ها را بارها تکرار کردن و مخصوصا بستن چشم‌ها از جمله فنونی بودند که از موساد آموخته بودیم.
منبع: کریستین دلانوا، ساواک، ترجمه عبدالحسین نیک گهر، ص 233و 234
ظهور و سقوط پهلوي، حسين فردوست ، ص 450-449

8- قتل عام مردم در 17 شهريور

سرائيلي ها كه به هيچ وجه حاضر نبودند طعمه اي مانند ايران را از دست بدهند براي حفظ شاه كماندوهايي را به ايران اعزام كردند تا كاري را كه سربازان ايران حاضر به انجام آن نبودند، انجام دهند.
روزنامه هاي صهيونيستي از قتل عام مردم در 17 شهريور را پرده بر مي دارند: اسراییل یک پل هوایی از فرودگاه لود و فرودگاه نظامی «رامات داوید» در نزدیکی حیفا برای رساندن سلاح های ویژه در جهت مقابله با خیل گسترده تظاهرکنندگان علیه دیکتاتور، به ایران ایجاد کرد.. همچنین یک گروهان کماندو و عامل سابوتاژ و عملیات شهری با هواپیماهای شرکت «ال عال» از اسرائیل به تهران فرستاده شدند.
این گروه تابع اداره اطلاعات ارتش اسراییل بود شامل تعدادی از اسرائيلي ها بودند و همه افراد واحد، اونیفورم نظامی ارتش ایران را به تن داشتند. مقامات ایرانی این گروهان صهیونیست را سربازانی که از بلوچستان اعزام شده اند، دراین روزها یک پایگاه کوچک نظامی نزدیک آبادان و بندرعباس که اسراییل آن را اداره می کرد، محل تمرین عملیات ضدشورش شهری اسراییل بود.
روزنامه هاآرتص در شماره 23 اکتبر 1978
روزنامه داوارد در شماره های 10 و 23 اکتبر 1978
مجله نظامی سیکراهودشیت در شماره 3 نوامبر 1978

9- شبكه زيتون بهشت

موساد در ايران سازمان اطلاعاتي مستقلي به نام سرويس زيتون داشت كه وظيفه آن مقابله با مخالفان اسرائيل در ايران، كشف اقدامات آنان و بركناري مسئولاني بود كه نسبت به اسرائيل بدبين بودند و يا با آن مخالفت مي كردند. سازمان زيتون افزون بر آموزش كادرهاي ساواك، به تعليم و آموزش دفاع شخصي و تشكيل گروه هاي امنيتي از ميان جوانان يهودي نيز توجه داشت و آنها را در قالب گروه هاي پنج نفره براي فراگيري اصول مربوط به امور امنيتي و دفاعي به اسرائيل مي فرستاد
در مقاله اي با عنوان «ردپاي شبكه زيتون» مورخ 5/10/80 روزنامه كيهان، درخصوص بخشي از ويژگي هاي شبكه زيتون و محدوديت ساواك براي انجام عمليات در حوزه سرويس زيتون چنين آمده است:
مأموران ساواك در بخشي از گزارش هاي خود به تيمسار نصيري -رئيس وقت ساواك -به نمونه هايي از فعاليت هاي سرويس زيتون، اشاره مي كنند و در سربرگ تمامي اين گزارش ها مهر «فقط جهت اطلاع» و «پيگيري ندارد»، ثبت شده است. مطابق اسناد ساواك، يكي از مأموريت هاي سرويس زيتون، دائر كردن مراكز فساد و فحشا و فريب دختران و حتي زنان شوهردار و آلوده كردن آنان به فحشا ء بوده است. در سندي از ساواك خطاب به تيمسار نصيري آمده است: مركر فحشأ در «هتل ز» از مراكز تحت امر سرويس زيتون است و تأكيد مي شود كه انجام عمليات و مأموريت هاي محوله، به دليل آنكه اين مركز در اختيار اسرائيلي هاست، امكان پذير نمي باشد.
روزنامه كيهان، مورخ 5/10/1380، ص .2

10- جشن های دو هزار ساله

اسرائیلی ها نفوذ فرهنگی و تبلیغاتی خود در ایران را در زنده نگه داشتن نام و یاد کورش یافته بودند. آنها این الگو را ترویج می کردند که شاه ایران هم باید مانند کوروش منجی و حامی قوم ستمدیده یهود باشد. بر همین اساس تدي كولك رئيس اتحاديه توريستي اسرائیل براي نخستين بار فكر برگزاري جشن به مناسبت گذشت 2500 سال از تأسيس شاهنشانی را مطرح می کند و نت اهنگ اين جشن نيز توسط عزرا كيا آهنگ ساز اسرائيلي ساخته مي شود.
 آنها علاوه بر تغير تاريخ ايران از شمسي به تاريخ جعلي شاهنشاهي هزينه هاي بسياري را بر كشور تحميل مي شود. ميليون ها دلار صرف گل و مشربات مي كنند و از مهمانان با جگر غاز و خاويار پذيرايي ميشود. اين ها همه در حالي انجام مي شود در بسياري از شهرهاي كشور مردم گرسنه بودند.
اما نكته جالب اين است كه شاه براي حضور سران كشورهاي اسلامي و عدم تحريم از سوي آنها به بهانه اينكه اسرائيل را بصورت رسمي نشناخته آنها را در اين جشن دعوت نمي كند كه با واكنش مطبوعات اسرائيل مواجه مي شود. روزنامه هاآرتص در اين باره مي نويسد : اين تمايل به بزرگي بر اثر تحقيرهايي است كه در جواني به شاه وارد آمده است.
روزنامه هاآرتص مورخ 1350  و كتاب ولايتي ص 147 و 148
بایگانی اسناد وزارت امور خارجه سال 1353 پرونده 1-23
جهان زير سلطه صهيونيزم، ص 52.

11- اسرائيل بزرگترين دزد اشياء عتيقه ايراني

یکی از نتایج حضور اسرائیلی ها در ایران تاراج میراث ملی ایران بود و جالب این است که این مساله در دوره حکومت باستان پرست پلهوی اتفاق می افتاد. مطلب یکی از نشریات اسرائیلی بسیار تاسف بر انگیز است: اسرائيل به صورت يكي از مراكز بين‌ المللي خريد و فروش آثار باستاني ايران درآمده است. به همين علت تجار خارجي عقيده‌ دارند كه آثار باستاني ايراني را مي‌‌توان به قيمت مناسب در اسرائيل خريداري نمود... طي دو سال اخير در حدود 2000 ظرف سفالي املش به اسرائيل وارد شده و اين مقدار 80 درصد كليه آثار املش را كه به معرض فروش گذارده شده، تشكيل مي‌دهد. ولي بسيار جاي تأسف است كه آثار مزبور از كشور خارج مي‌شود و ما اين موقعيت بزرگ را براي گردآوري يك مجموعة عالي هنري از دست مي‌دهيم در حالي كه موزه‌هاي بزرگ فرانسه، انگلستان و آمريكا آنها را از اسرائيل مي خرند.»
يكي ديگر از افرادي كه نقش بسيار فعالي در زمينه سرقت اشياء عتيقه داشت، يعقوب نيمرودي وابستة نظامي اسرائيل در ايران بود. طبق اسناد موجود بخش عظيمي از اين محموله‌ها آثار باستاني و اشياء عتيقه‌اي بوده كه توسط نيمرودي و سرويس جاسوسي اسرائيل از ايران تحت عنوان «محموله هاي سري» به اسرائيل ارسال مي شده است.
شريه داوار هفتگي مورخ 6/12/1963 چاپ تل‌آويو، بايگاني وزارت امور خارجه، سال 43 ـ 1340، كارتن 5، پرونده‌ 34
گزارش 1615 مورخ 28/9/1344 از صادق صدريه (تل‌آويو) به وزارت امور خارجه، سال 49ـ1338، كارتن 5، پرونده 39
ظهور و سقوط، صفحه 129ـ 128

12- فوتبال سیاسی

يكي از ابزارها براي آشكار كردن روابط ايران و اسرايل برگزاري مسابقات ورزشي بخصوص فوتبال بود، آنها ميخواستند از علاقه مردم به فوتبال براي عادي سازي روابط ايران و اسرائيل استفاده نمايند لذا دو مرتبه بازي ايران و اسرائيل برگزار شد ولي سراسر ورزشگاه جو ضد اسرائيلي حاكم بود.
در بازي مقدماتي اسرائيل و هنگ كنگ برخي از سران رژيم شاه كه به نفع اسرائيل شعار مي دادند هدف پرتاپ بطري از سوي تماشاگران قرار گرفتند.
در بازي نهايي كه ميان ايران و اسرائيل برگزار شده بود تماشاگران شعارهاي ضد اسرائيلي ميدادند و بالون هايي با نقش صليب شكسته به هوا پرتاب مي كردند. جمعيت تماشاگران پيكره هاي به شكله موشه دايان برافراشته بودند و به آن تف مي انداختند و لگد مال مي كردند.
تعدادي ديگر از مردم به يادآوري موشه دايان وزير دفاع وقت اسرائيل تعدادي الاغ را كه يك چشم آن را بسته بودند در خيابان ها مي گرداند.
منبع: عبدالرضا هوشنگ مهدوی، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی صفحه 392

13- سفر به عزرائیل

یکی از فعالیت های نمایندگی اسرائیل در تهران دعوت از روزنامه نگاران ، فرهنگیان و روشنفکران برای سفر به اسرائیل بود.
اسرائیل قصد داشت با نمایش پیشرفت خود، ضمن تحت تاثیر قرار دادن این افراد از اسرائیل چهره مطلوب و مناسبی در راستای ترویج مدینه فاضله اسرائیلی در نزد افکار عمومی ترسیم کنند. لذا با برنامه ریزی موساد هیئت های مختلفی از ایران به اسرائیل اعزام میشد. که از جمله آنان می توان به روشنفکران صاحب قلمی همچون خلیل ملکی، جلال آل احمد و داریوش آنوری اشاره کرد.
جلال آل احمد پس از سفر به اسرائیل یک ضد صهیونیست تمام عیار می شود، مقاله – نامه ای که در سوم تیر ماه سال 1346 در نشریه دنیای جدید انتشار یافت، حاوی نگرش جدید جلال به اسرائیل بود:
من اینروز ها از زبان فارسی دانستن خود بیزارم، در سراسر مطبوعات فارسی جز یک مقاله در یک مجله سپید و سیاه هیچ چیز دیگری ندیدم که بشود گفت آنرا یک ایرانی نوشته... و جوان روشنفکر ایرانی باید از این ناراحت باشد که چرا نفت ایران در تانک و هواپیما می سوزد و برادران عرب و مسلمانش را می کشد.
منبع: جلال آل احمد، سفر به ولایت عزرائیل (به کوشش شمس آل احمد صص 91 و 92

14- بهائیت

تنها چند روز پس از اینکه سازمان ملل تشکیل کشور غاصب اسرائیل را تایید می کند ، اسرائیل بهائیت را به عنوان یک مذهب رسمی، به رسمیت می شناسد و بهائیان بیت العدل خود در شهر حیفا کنار قبر عباس افندی برپا می کند.
در مقابل بهائیان نیز برای کمک به اسرائیل پول جمع آوری می کردند بطورب که در سال 1356 مبلغی حدود 120 میلیون تومان به وسیله بهائیان ایران جمع آوری گردید و به وسیله حبیب بن ثابت به ارتش اسرائیل پرداخت گردید. علاوه بر کمک های مالی یکی دیگر از خدمات بهائیان جاسوسی بود، بطوری که سخنگوی یکی از کمیسیون های بهائیت می گوید: پیشرفت و ترقی ما بهائیان این است که در هر اداره ایران و تمام وزارتخانه ها یک جاسوس داریم.  
این خدمات بهائیان باعث اعتماد بیش از حد اسرائیلی ها به آنان شده بود، فریدون رامش از بهائیان نقل می کند: اسرائیل آن قدر نسبت به بهائیان خوشبین است که در فرودگاه خود، بهائیان را بازرسی نمی کند، ولی بقیه مسافرین و حتی کلیمی ها را بازرسی می کنند. بطوری که یک کلیمی اعتراض کرده بود که جرا بهائیان را بازرسی نمی کنید و ما را که اینجا موطن مان است، مورد بازرسی قرار می دهید؟!
جواد منصوری قیام پانزدهم خرداد به ورایت اسناد ج1 صفحات 330 ، 323 ، 332
 
خاتمه

دي ماه سال 1357 شاه به كلي در رفع بحران ناتوان شده بود، سپهبد ربيعي و طوفانيان به ژنرال سگف پيشنهادكردند كه يا موشه‌دايان يا عزر وايزمن به تهران بيايند تا روحيه شاه را تقويت و او را وادار به اخذ تصميماتي بنمايند. دولت اسرائيل به جاي آنها يوري لوبراني، سفير سابق خود را كه دوستان و آشنايان زيادي در ميان اطرافيان شاه داشت به تهران فرستاد. او در 25 دي وارد تهران شد و بي‌درنگ با طوفانيان و سران ارتش به مذاكره پرداخت.اما گزارشي كه در بازگشت به اسرائيل تسليم كرد به هيچ وجه خوشبينانه نبود. او معتقد بود كه كار رژيم شاه تمام است و انقلابيون با اسرائيل رابطه خوبي نخواهند داشت. اسرائيل ديگر نبايد انتظار دريافت نفت از ايران داشته باشد.  
سياست خارجي ايران در دوران پهلوي، عبدالرضا هوشنگ مهدوي،  صفحه 458 ـ 457.
روز22  بهمن1357  تنها ساعاتي پس از پيروزي انقلاب و اخراج شاه خائن، مردم به سفارت اسرائيل كه از چند روز قبل اسرائيلي ها آنجا تخليه كرده بودند، هجوم مي برند و پرچم فلسطين را بر سر در آن نصب، و آن را به مردم فلسطين هديه مي دهند و شعار «مرگ بر اسرائيل، اسرائيل گمشو» سر مي دهند

تحقيق و پژوهش: محمدرضا فصاحت

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه کردن