پاسخ به شبهات

در مباحثي كه مطرح شد ضمن آشنا نمودن خوانندگان با تاريخ و تحولات فلسطين و بيان مظلوميت مردم اين سرزمين، اهميت دفاع از ملت فلسطين و آزادي قدس شريف تبيين گشت، همچنين نقش صهيونيسم و برنامه آن‌ها براي استيلاي بر جهان با اعتقادات خرافي و خطرناكي كه دارند بازگو گرديد.
آخرین سوالی که پس از آشنایی با واقعیات مسئله فلسطین و صهیونیسم به ذهن خطور می­کند این است که وظیفه ما در برابر این واقعیت چیست؟
در این راستا دو گروه مسئولند؛ اول زمام داران کشورهای اسلامی و دوم امت اسلامی. تمامي دولتمردان و سران كشوران اسلامي: «بايد بازيهاي سياسي را كه از آن بوي سازشكاري و راضي نگاه داشتن ابرقدرتها به مشام مي­رسد، كنار بگذارند ... با هم متحد بشوند و اين جرثومه فساد (اسرائيل ) را از بيخ و بن بركنند».[1]
مع‌الاسف به هزاران دليل كه بعضاً در اين مطالب آورده شده نه تنها از سوي برخي سران كشورهاي اسلامي حركتي بر اين اساس صورت نمي­گيرد، بلكه خود شاهد ايجاد اختلاف و دامن زدن به آن در ميان امت اسلامي از سوي اينگونه سران مرتجع و وابسته هستيم.[2] بنابراين از آنجائي‌كه«امروز دشمن اصلي ما در دنيا، صهيونيست و استكبار...، مسئله فلسطين مسئله اول جهان اسلام است... و دشمن در صدد است اين سرزمين را از پيكر دنياي اسلام جدا كند و بر اساس مكتب امام هيچ مسلماني نمي‌تواند در مقابل اوضاع دردناك فلسطين و ديگر جنايات استكبار در جهان بي‌اعتنا باشد»[3] «ملتها بيدار باشند و دولتها را بيدار كنند و تظاهرات كنند، مجالس و محافل داشته باشند و در مساجد فرياد بزنند»[4]و حقيقت مسئله فلسطين و صهيونيسم را براي جهانيان و بويژه مسلمانان آشكار سازند.
«وظيفه ملتها به ويژه علماي ديني شخصيتهاي سياسي، نخبگان دانشگاهي و روشنفكران و ديگر عناصر اثر گذار در اين مقطع، كمك رساندن و روحيه دادن به ملت فلسطين و تدوام بخشيدن به جهاد مقدس آن­هاست[5] ... [آن‌هايي كه] با چنين روحيه و تفكر (ايستادگي و مقاومت) قطعاً پيروزند و هيچ ترديدي در اين خصوص وجو ندارد.»[6]
«سرنوشت فلسطينيان بدون ترديد وابسته به سرنوشت همه مسلمانان است حقوق آنها به وضوح تحت اشغال اسرائيل انكار شده است و حمله به مردم فلسطين در واقع حمله به مسلمانان و شأن و افتخار آنان است، مسلمانان نمي‌توانند تنها نظاره‌گر اين ماجرا باقي بمانند و قطعاً ما مي­توانيم كاري انجام دهيم»[7]
نگارنده با عنايت به مواضع راسخ امام (ره) و مقام معظم رهبري و دولتمردان و صاحبنظران هوشيار جهان اسلام به عنوان پاسخ به اين سوال كه_ چه بايد كرد؟_ راهكارهاي زير را ارائه مي­دهد.
در سطح دولتمردان كشورهاي اسلامي بايد:
1) طرح جامعي براي مقابله با اسرائيل تدوين كنند.
2) براي ايجاد اتحاد در جهان اسلام با محوريت مقابله و سازش‌ناپذيري با صهيونيسم تلاش كنند.
3) بايد ارتباط سياسي و اقتصادي با رژيم اسرائيل قطع شود.
4) باید از امکانات و ابزار خود نظیر نفت و یا بازارهایشان برای فشار به اسرائیل و حامیان آن در جهت تغییر رفتار در چارچوب قواعد بین المللی و به نفع مردم فلسطین استفاده کنند.
5) کشورهای اسلامی زیر بار سیاستهای نهادهایی که برای حمایت از اسرائیل و به نامهای متعددی چون صلح خاورمیانه و کمیته چندجانبه شكل گرفته اند و نیز سیاستهای خاورمیانه‌ای آمریکا نروند.
6) از ابزار تحریم متقابل موسسات مالی و اقتصادی علیه کشورهایی که اقدام به تحریم مردم فلسطین می کنند، استفاده کنند.
7) حقوق ملت فلسطين را در مجامع بين المللي مانند سازمان ملل و اركان آن تبيين سازند.
8) براي محاكمه جنايتكاران جنگي و اعمالي جنايت عليه بشريت كه توسط سران رژيم صهيونيستي انجام مي شود، راه‌كارهاي عملي اتخاذ كنند.
9) مسئوليت حضور صهيونيست‌ها و پرداخت غرامت به فلسطينيان را در مجامع بين المللي دنبال كنند.
10) براي حضور مسلمانان براي انجام مناسك عبادي در قبله‌گاه اول مسلمانان و جهانگردي مسلمانان در اين كشور كه داراي آثار تاريخي بسيار است، تدارك و تدابير لازم را اتخاذ كنند.
11) اخبار فلسطين را از طريق رسانه هاي خود تحت پوشش قرار دهند.
12) سازمانی به منظور شناسایی و حمایت از فلسطینیان در سراسرجهان و بازگرداندن آنان به سرزمین آبا و اجدادیشان تشکیل دهند.
13) مراكز مطالعاتي براي رصد فعاليت صهيونيسم هاني بويژه در منطقه تاسيس كند.
14) طرح محاكمه جنايتكاران جنگي سران رژيم صهيونيستي را پيگيري كنند.
و اما مسلمانان ازجمله نخبگان در اين رابطه وظيفه دارند كه در راستاي آشنا ساختن جهانيان و بويژه هم‌كيشان خود تلاش نمايند از جمله با تشكيل نهادهاي غير دولتي سعي نمايند كه:
1) به دولتها جهت نيل به آرمان مردم فلسطين فشار آورده و راهكارهاي عملي ارائه نمايند.
2) با راه اندازي پايگاههاي اينترنتي، در جنگ اينترنتي، حمايتهاي معنوي خود را از مقاومت اسلامي ملت فلسطين ابراز نمايند.
3) با نهادهاي غيردولتي ساير كشورهاي اسلامي به برگزاري كنفرانس‌هاي بين المللي در حمايت از مردم فلسطين اقدام نمايند.
4) كمكهاي مردمي را براي مساعدت از فلسطينيان جمع آوري نمايند.
5) كارگاه‌هاي آموزشي به منظور روشنگري مردم كشور خود در مسئله فلسطين و خطر صهيونيسم و مقابله با موج شبهه افكني برگزار نمايند.
6) مسلمانان را براي انجام سفر زيارتي و سياحتي به اين كشور مستعد صنعت جهان‌گردي تشويق نمايند.
7) شناسايي كالاهايي كه به طور مستقيم و غير مستقيم صهيونيست‌ها در آن سهام داشته و از آن سود مي برد و تحريم آنها و تعميم اين مسئله به محصولات شركتهاي كشورهاي حامي رژيم صهيونيستي.
در يك جمع بندي بايد گفت اسرائيل در ورطه نابودي است، اين رژيم در مردابي افتاده است كه با هر قدر دست و پا زدنش بيشتر در آن فرو مي‌رود و همچنانكه در مرداب خودساخته فرو مي‌رود، هر كشور و گروهي كه با خود همراه ساخته را نيز به درون مي‌كشد. اين سرنوشت محتومي است كه فرزندان امام خميني(ره) در سراسر جهان رقم خواهند زد.

حسن ختام اين مجموعه را با بيان رهبر كبير انقلاب اسلامي و بزرگ پرچم‌دار حمايت از مستضعفان و مبارزه با صهيونيسم جهاني مي‌آوريم:

«ان شاءالله با هم برويم در قدس نماز وحدت بخوانيم»[8]

هرچند- همانطور كه در اين بخش توضيح داده خواهد شد- جريان صهيونيسم با همه ويژگي‌هاي منفي آن در ميان يهوديان بروز كرده است و پايگاه اصلي آن نيز در ميان يهوديان است، اما نبايد آن را با دين يهود كاملا منطبق، يكسان و جزء جدايي ناپذير دانست.

صهيونيسم مي‌كوشد تا خود را سمبل دين يهود معرفي كند تا كساني را كه با آن مخالفت مي‌كنند يهود ستيز[1] توصيف كند، اين درحالي است كه بعضي از يهوديان جهان، صهيونيسم را يك پديده انحرافي در دين يهود دانسته و بسياري از آن‌ها با تشكيل گروههايي عليه آن فعاليت مي‌كنند. ازجمله اين گروهها جنبش یهودی ضدصهیونیسم نتوریکارتا[2]و ستمار[3] است.

در عين حال بايد توجه كنيم كه بسياري از ويژگي‌هاي صهيونيسم در ميان برخي يهوديان ريشه تاريخي دارد و قرآن نيز به آنها اشاره مي‌كند و از اينرو تاويل‌هاي نادرست و تحريف‌هاي صورت گرفته در دين يهود زمينه مناسبي براي شكل‌گيري و بروز صهيونيسم به‌شمار مي‌آيد، تحريف‌هايي كه در آن «ترسيم خداي متعال(العياذبالله)، بصورت انسان عاجز و ناآگاه و كشتي گرفتن با حضرت يعقوب و مغلوب شدن در برابرش و نسبتهاي ناروا دادن به انبياء»[4]مشاهده مي‌شود.

« جنایات یهودیان، هم ریشه در ایدئولوژیهای خصمانه تورات تحریف شده و تلمود دارد و هم در عمق فكر و دكترین سیاسی و عملكرد وحشتناك و ددمنشانه آنها و این روح ددمنشی، مسبوق به نیت شوم و برنامه ریزی شده این افراد است.

جنبش صهیونیستی از بدو قرن بیستم و تولد آن توسط صهیونیسم تا اعلام دولت، جنایاتش را به وسیله سازمانهای تروریستی به اجرا می گذاشت كه هم وجه دینی (بر مبنای تورات تحریف شده) داشتند و هم وجه كاملاً مشروع و قانونی. "ايرگون"، "هاگانا"، "اشترن" از مشهورترین این سازمانهای تروریستی بودند و هستند. سران رژیم صهیونیستی بر اساس سیاستهایی كه مبنا و اصل آن را از تورات تحریف شده گرفته اند، اعمال وحشیانه خود را همراه با یك رشته عملیات قتل و تبعید توأم با خشونت به سرانجام دلخواه می رساندند.[5]» وبراي همين ما براي بررسي و شناخت صهيونيسم ناچار به بررسي پايه‌هاي اعتقادي يهود هستيم كه منجر به تشكيل صهيونيسم شده است.

اما به رغم اين تحريف‌ها و ويژگي‌هاي منفي ناشي از آن در دين يهود، اين دين همچنان يك دين آسماني تلقي مي‌شود و رابطه اسلام با يهود و مسلمانان با يهوديان يك رابطه مسالمت آميز، وحدت‌طلبانه بر اساس كلمه توحيد از صدر اسلام تا كنون بوده است[6] درحاليكه رابطه ميان اسلام و صهيونيسم و مسلمانان و صهيونيست‌ها، رابطه رويارويي و ستيزه‌جويانه است.


	
some more text here and so on...